آمین برای آرزوها
به یادت آرزو کردم که چشمانت گر ترشد ، به شوق آرزو باشد نه به تکرار غم دیروز. مهرزاد عزیزم، دیروز پیامی از خاله مهدخت در صفحه نظراتت دیدم که نوشته بود محدثه جان شما رابه یک بازی وبلاگی دعوت می کنم . واون هم نوشتن آرزوهاتون تووبلاگتون ودعوت از ٣ نفر از دوستای وبلاگیتون برای ادامه کار. رفتم تو صفحه بردیا دیدم اسممونو نوشته کلی خوشحال شدم.وازخاله مهدخت تشکر میکنم که به یادمون بود اسممون رو تو این صفحه آورد وبا نظرات قشنگش ، به مامان دلگرمی بیشتری به نوشتن میده . واما عزیزدلم آرزویی که برات میکنم ،به زبانم جاری نیست.آخه آرزوهام برات خیلی زیاده.فقط این به ذهنم ...
نویسنده :
مامان محدثه
17:40



